شهلا بابازاده

 

                                               تاريخ چاپ در ايران

 

مقدمه

اما نخستين چاپخانه ای که در ايران اقدام به چاپ کتاب با حروف فارسی و عربی نمود، چاپخانه سربی يا تيپوگرافی بود که به دستور عباس ميرزا نايب السلطنه در تبريز داير گرديد . اولين کتابی که در اين چاپخانه انتشار يافت رساله جهاديه ميرزا عيسی قائم مقام در سال 1233 هجری قمری بوده است .

رويدادها مهم تمدن بشري، با توجه به اسناد و شواهد موجود، از زمانی شکل گرفت که اختراع چاپ، در اروپا در نيمه قرن پانزدهم به وقوع پيوست . گرچه فن چاپ توسط چينی ها بين سال های 712 – 756 در بخش وسيعی از سرزمين های شرقی و به شکل ابتدائی آن با استفاده از چاپ قالبی Block Printing  رايج بود، اما چاپ به صورت کنده کاری و استنساخ کتب، کاری بس دشوار و با صرف وقت و هزينه زياد انجام می گرفت . پس از چاپ نيز استفاده از کتب برای افراد معدود و انگشت شمار مقدور و ميسر می شد . نخستين گام بزرگ در فن چاپ اختراع حروف متحرک فلزی Movable types بود که توسط گوتنبرگ آلمانی در سال 1450 ميلادی (حدود سال 854 هجری قمري) انجام گرفت که صنعت چاپ را از شکل چوبی به صورت سربی درآورد . اختراع چاپ با حروف متحرک اين امکان را به وجود آورد که دروازه های تمدن بشری بر روی همه افراد طالب علم و دانش گشوده شود . اختراع چاپ که نقطه عطفی در تمدن بشری محسوب می شود، به تدريج از کشور مبدأ آلمان به فرانسه، هلند، انگلستان، سويس و ايتاليا راه يافت . کشور ما نيز در نيمه اول قرن سيزده با اين دستاورد آشنا شد .

در اصل تاريخ چاپ در ايران به پنج قرن قبل از ميلاد يعنی به زمان پادشاهان هخامنشی و به مهرهای سلطنتی می رسد که برای تأييد احکام و فرامين حکومتی از آن استفاده می کردند . ورود واژه چاپ به زبان فارسی را به اواخر قرن هفتم هجری و به زمان سلطنت گيخاتوخان پسر اباقاخان مغول(690 – 694 ق .) نسبت می دهند، و آن پول های کاغذی بوده که به آن چاو يا کااو Cao می گفتند . عده ای نيز معتقدند که واژه چاپ همان چهاب يا چهابه است که در زبان هندی به مفهوم مهری بوده که بر روی پارچه نقش می زدند . ورود چاپخانه به ايران در اواسط قرن 11 در عهد صفويان (1640 ميلادي) توسط بازرگانان ايرانی که از ارامنه ساکن آمستردام بودند انجام گرفته است . آن ها چاپخانه ای را با حروف ارمنی خريداری  و وارد جلفای اصفهان کردند . همزمان با چاپخانه ارامنه عده ای از رجال و سلاطين صفويه نيز به فکر ايجاد چاپخانه با حروف فارسی و عربی افتادند که بنا به گفته شاردن سياح معروف فرانسوی در محاق فراموشی قرار گرفت . در سال 1784 ميلادی (1199 ق .) نيز يک دستگاه چاپ از بندر بوشهر وارد ايران شد که متأسفانه از سرنوشت آن اطلاعی در دست نيست .

اما نخستين چاپخانه ای که در ايران اقدام به چاپ کتاب با حروف فارسی و عربی نمود، چاپخانه سربی يا تيپوگرافی بود که به دستور عباس ميرزا نايب السلطنه در تبريز داير گرديد . اولين کتابی که در اين چاپخانه انتشار يافت رساله جهاديه ميرزا عيسی قائم مقام در سال 1233 هجری قمری بوده است .

 

چاپ در دوره قاجار

 

بررسی نظريه ها در مورد اولين کتاب چاپی

 

از ميان رجال دوره قاجار، عباس ميرزا نايب السلطنه و وزير دانشمندش قائم مقام فراهانی سهم بسزايی در نشر تمدن و فرهنگ معاصر ايران دارند . يکی از مواردی که عباس ميرزا به آن توجه خاصی داشت تأليف و ترجمه بود که برای نشر و گسترش آن ميرزا زين العابدين تبريزی را مأمور فراگيری فن چاپ و به راه انداختن نخستين چاپخانه در تبريز کرد . اولين چاپخانه که به آن باسمه خانه، بصمه خانه و بعدها به آن مطبعه گفتند بعد از عقد صلح نامه گلستان از کشور روسيه وارد ايران شد و اولين کتابی که در آن به طبع رسيد رساله جهاديه می باشد . در اين زمينه نظريه های مختلفی ارائه شده است . استاد مجتبی مينوی در مقاله اولين کاروان معرفت می نويسد : ميرزا صالح شيرازی با همراهانش که برای تحصيل علوم و فنون به انگلستان رفته بودند، در اواسط محرم 1235 ق . مطابق با نوامبر 1819 ميلادی رهسپار ايران شدند .

در تبريز عباس ميرزای نايب السلطنه نسبت به ايشان کمال لطف و محبت را ابراز داشت و همگی را به کارهايی که مناسب تحصيلاتشان بود گماشت . ميرزا صالح که زبان فرانسه و انگليسی و لاتينی ياد گرفته مترجم و مستشار وليعهد شد و دستگاه چاپ را همراه خود به ايران برده بود و در تبريز به راه انداخت و اين اولين مطبعه ای بود که برای چاپ کتب فارسی در سرزمين ايران دائر شد . 1

ورد چاپخانه ميرزا صالح شيرازی بنا به اظهار خود ميرزا در سفرنامه اش نيز در سال 1235 ق . از انگلستان است 2. در حالی که 2 سال قبل از سال 1235 ق . تبريز دارای چاپخانه ای سربی از کشور روسيه بوده است. جالب توجه اين که امروزه نيز پس از گذشت سال ها اسامی متداول و مصطلح وسائل چاپ به زبان و تلفظ روسی می باشد ( گرچه واژه های علمی و فنی در زبان های با ريشه لاتين شبيه به هم می باشد، ولی وسايا چاپ تلفظ روسی دارند) . اولين کتابی که از اين چاپخانه بيرون آمده رساله جهاديه تأليف ميرزا عيسی قائم مقام اول می باشد که در سال 1233 ق . در تبريز چاپ شده . از اين رساله نسخه ديگری در کتابخانه ملی موجود می باشد که در سال 1234 ق . در همان دارالسلطنه تبريز به طبع رسيده که نوع حروف و کيفيت آن مرغوب تر از چاپ 1233 ق . است .

در اواخر سال 1223 ق . با خروج ژنرال گاردن و هيئت همراهش از ايران فتحعلی شاه از سرهارفورد جونس فرستاده دولت انگلستان استقبال کرد و اين مصادف با گزارش های ناگواری بود که عباس ميرزا از نيروهای خود در قفقاز می داد . فتحعلی شاه برای کمک به عباس ميرزا به فکر جهاد مسلمانان افتاد، برای انجام مقصود به ميرزا بزرگ قائم مقام فرمان داد تا علمای شيعه فتاوی مبنی بر جهاد عليه دشمنان اسلام را صادر کنند .

قائم مقام ابتدا از علمای تبريز از حاج ملا باقر سلماسی و صدرالدين محمد تبريزی کمک خواست و آن ها را بر شهرهای اصفهان و چند شهر ديگر روانه داشت . حضرات در اصفهان با آقا شيخ جعفر نخعی و آقا سيد علی اصفهانی و ميرزا ابوالقاسم جيلانی ملاقات کردند و آن ها هم رساله های مبنی بر جهاد برای مردم شهرهای مختلف ارسال کردند . در ضمن علمای قم و کاشان از جمله حاج ملا احمد نراقی کاشانی و چند تن ديگر دعوت به همکاری و اعلام جهاد برعليه روس ها  می شوند . 3 ميرزا بزرگ قائم مقام بعدها اين نامه های پرشور را جمع آوری و تحت نام رساله جهاديه در سال 1233 ق . در تبريز به طبع می رساند . بخشی از اعلام جهاد علما در رساله چنين آمده :

ای کافه اهل ايران و عراق و فارس و آذربايجان و خراسان آماده شويد

به جهاد کفار لئيم و برآوريد تيغ ها از نيام برای حفظ اسلام و درآئيد در سلک ياوران ملک علام و جهاد کنيد به دفع کفار از شريعت سيد انام عليه السلام و طريقه اميرالمؤمنين و سيدالوصيين عليه السلام اينک برای شما حوران جنت اراسته و علم به خدمت برخواسته پس بفروشيد جاهای خود را به بهای گران که اندوخته است برای شما در جنات . . .

عده ای از استادان معتقدند قبل از رساله جهاديه، رساله ديگری به نام فتح نامه تأليف ميرزا ابوالقاسم قائم مقام ثانی پسر ميرزا قائم اول است که در همان سال 1233 ق . و در همان مطبعه سربی تبريز به طبع رسيده که درباره فتوحات عباس ميرزا و عهدنامه گلستان سال 12 اکتبر 1813 ميلادی برابر با 16 ذی القعده 1228 ق . می باشد .

استاد سعيد نفيسی در مقاله "صنعت چاپ مصور در ايران" ذکر ميکند

نخستين چاپخانه هايی که انتشار آن به دست ما رسيده چاپخانه سربی است که در حدود 1227 قمری در تبريز داير شده و نخستين چيزی که چاپ کرده فتح نامه ای است که در يکی از زدوخوردهای جنگ اول ايران و روس که سپاهيان ايران پيشرفت کرده اند در تبريز چاپ کرده اند نخستين کتابی که از اين چاپخانه بيرون آمده رساله ای است به نام جهاديه تأليف ميرزا عيسی قائم مقام فراهانی . . . 4

هوتم شيندلر در سال 1879 ميلادی در پی مأموريتی که برای ارتباط تلگرافی ميان تهران و مشهد به وسيله سيم تلغراف(تلگراف) به ايران آمده بود، نگرشی دقيق نسبت به مسائل ديگر نيز داشته کتابی درباره ايران راجع به "مطابع و چاپخانه ها و کتب چاپ شده  سال 1233 تا 1260 ق . " نوشته . در بخش تيپوگرافی ، چاپ حروفی می گويد :

در سال 1233 شخصی موسوم به آقا زين العابدين تبريزی اسباب و آلت مختصر باسمه خانه طيپوگرافی يعنی چاپ حروفی به تبريز آورده در تحت حمايت عباس ميرزا نايب السلطنه که در آن زمان حکمران آذربايجان بود مطبعه کوچکی را برقرار نمود و بعد از مدتی کتابی را موسوم به فتح نامه تمام کرد . اين کتاب نخستين کتابی بود که در ايران به حروف عربی مطبوع شد . مصنف کتاب مذکور ميرزا ابوالقاسم قائم مقام بود و قصه ها گفته از جنگی که در سال 1227 ميان دولتين روس و ايران واقع شد و به توسط صلح نامه گلستان مورخه 1 اکتوبر 1813 = 16 ذی القعده 1228 به انتها رسيد .

استاد مجتبی مينوی در همان مقاله اولين کاروان معرفت می گويد : "نمی دانم که رساله جهاديه همان فتح نامه است يا کتاب ديگری می باشد".

ميرزا محمد علی خان تربيت در مقاله " تاريخ مطبعه و مطبوعات ايران" می نويسد :

ميرزا عيسی قائم مقام بزرگ که در تاريخ 1238 ق . در تبريز مرحوم شده است دو رساله کوچک و بزرگ که در آن تواريخ راجع به جهاد تأليف فرموده اند، رساله کوچکش به فاصله پانزده ماه دو مرتبه در مطابع تبريز چاپ شده 5.

  مقصود استاد تربيت از دو رساله همان دو نسخه جهاديه است که در دو تاريخ 1233 و 1234 ق . چاپ شده، می باشد و اشاره ای به فتح نامه نمی کند .

در فهرست آقابزرگ تهرانی، الذريعه و خانبابا مشار، فهرست کتاب های چاپی فارسی مشار از هردو رساله فتح نامه و رساله جهاديه نام برده شده است . کتابی تحت عنوان رساله فتح نامه در کتابخانه ملی موجود نمی باشد .

کتاب های چاپ تبريز، تهران، اصفهان

در سال 1240 ق . ميرزا زين العابدين استاد چاپ که در کار خود خبره و شهره شده بود به امر فتحعلی شاه به تهران فراخوانده شد تا به کمک منوچهرخان معتمدالدوله اولين چاپخانه سربی دارالخلافه تهران را راه اندازی کند . در انتهای کتاب ماثرسلطانيه، دومين کتاب چاپ سربی تبريز که اثر عبدالرزاق نجفقلی مفتون است، اشاره به ميرزا زين العابدين می کند که در دارالخلافه تهران مشغول انطباق می باشد و ملامحمدباقر تبريزی کار او را در تبريز ادامه می دهد :

دارالسلطنه تبريز به اهتمام کارگذاردن سرکار حضرت وليعهد به سعی و استادی جناب ملامحمدباقر تبريزی که از معارف اين ولايت است به تاريخ اواخر شهر رجب المرجب سنه هزار و دويست چهل و يک هجری شرف اتمام و اختنام پذيرفت . . . سوای اين کتاب مستطاب در دارالخلافه طهران ميرزا زين العابدين تبريزی به يمن اشتقاق و الطاف سلطان خلدالله ملکه و سلطانه و اهتمام منوچهرخان مجلدات، از کتب حديث باسمه کرده و تجار و اهل معاملات به اطراف و ولايات می برند و خريد و فروخت می شود .

                                                                       (فهرست و پيوست شماره 2)

ظاهرا سومين کتابی که در تبريز چاپ شده ابواب الجنان اثر محمد رفيع واعظ قزوينی است که به استادی خليل تبريزی به طبع رسيده .

                                                                      (فهرست و پيوست شماره 3)

کتاب عروض و قوافی اثر کرمتعلی ابن رحمتعلی جونپوري، اثر ديگری است که در دارالسلطنه طبع و مؤلف آن را تقديم ميرزاابوالقاسم فراهانی نموده است . نوع حروف اين کتاب با حروف چاپ های ديگر دارالسلطنه تبريز متفاوت بوده و اشتباه چاپی زيادی نيز دارد     (فهرست و پيوست شماره 6)

ظاهرا آخرين اثری که در مطبعه تبريز چاپ و سپس تعطيل شده رساله تعليم نامه در عمل آبله زدن اثر کارمک انگليسي، ترجمه و تأليف محمدبن عبدالمصبور خوئی (پدر ناصرالحکما) می باشد که چاپ آن در سال 1245 ق.توسط استاد چاپگر علی بن محمد حسين تبريزی انجام گرفته

                                                                      (فهرست و پيوست شماره 8 )

بعد از اين که زين العابدين به تهران آمد به سرپرستی منوچهرخان معتمدالدوله (آن کلبو) کتاب های متعددی منتشر کرد که به کتاب های معتمدی معروف می باشد .


ادامه مطلب