سيد فريد قاسمی

گنجينه فنون

             

يوسف اعتصامی            تقی زاده            صوراسرافيل 

 

از ميان قريب به هزار عنوان نشريه ای که در نود سال حيات مطبوعات ايران در عهد قاجار منتشر شده اند ، بعضی به سبب ويژگی هايی که داشته اند نقطه شروعی در تاريخ مطبوعات ايران محسوب می شوند . يکی از اين نشريات مجله گنجينه فنون چاپ تبريز است. اين مجله نه نخستين مجله ايران است و نه نخستين مجله تبريز . اما به لحاظ

شکل و محتوياتش بايد سرآغاز تحول در مجله نگاری ايران دانست .

نخستين نشريه ادواری که در هيئت مجله در ايران انتشار يافت فلاحت مظفری نام داشت که در جمادی الاول 1318 ه برابر با اوت 1900 م از سوی اداره فلاحت وقت در تهران منتشر شد که چنان که از نامش پيداست نشريه ای بوده در " . . . تعميم علوم و اصلاح  اعمال زراعت و فلاحت و مزيد اطلاع اعمال زراعت و فلاحت . . . " و نخستين مجله ای نيز که در تبريز منتشر شد ، نشريه معرفت که در سال 1319 ، يعنی تقريبا" يک سال بعد از فلاحت مظفری به صورت ماهانه منتشر گرديد . مدير آن ميرزا عبدالله پسر ميرزاتقی وزير عدليه بود ، ملقب به سدر عدليه و از سادات جهانشاهی تبريز که در ضمن ، مديريت مدرسه معرفت را نيز بر عهده داشت . هدف از انتشار آن نيز انعکاس ". . . مسائل علميه و فنيه و صناعيه و مطالب دائر به مکاتب و مدارس . . . " ذکر شده بود .

و اما گنجينه فنون که نخستين شماره آن به اهتمام ميرزا محمد علی خان تربيت ، ميرزا يوسف خان اعتصام الملک ، سيد حسن تقی زاده و ميرزا سيد حسن خان عدالت در غره ذيقعده 1320 برابر سی ام ژانويه 1903 منتشر شد . گنجينه فنون در واقع " چهار مجله در يک مجله " است . اين جزوه های چهارگانه که در مجموع به گنجنه فنون نامبردار شده است ، از اين قرارند : "هنرآموز راجع به صنايع مختلفه " نوشته ميرزا محمد علی خان تربيت، "تمدنات قديميه " نوشته گوستاولوبون فرانسوی به ترجمه سيد حسن تقی زاده ، "تحت البحر يا سفينه غواصه(بيست هزار فرسنگ سياحت) " نوشته ژول ورن فرانسوی ترجمه ميرزا يوسف خان اعتصام الملک که بعدها به صورت يک کتاب جداگانه _ سياحت تحت البحر_ نيز در تهران منتشر شد .

اين سه جزوه افزون بر صفحه شمار مجله ، صفحه شمار مستقل دارند ، برای اين کار در پايان خريداران  مجله با جمع آنها دارای سه کتاب با شماره صفحه های پياپی شوند _ "جزوه چهارم " اين مجله نيز در بردارنده اخبار علمی و فرهنگی است که سيد حسن تقی زاده مسئوليت آن را عهده دار بوده است . قطع گنجينه فنون خشتی ، تعداد صفحات آن _ هر شماره شانزده صفحه است که به خط نستعليق و يا چاپ سنگی منتشر شده است . "قيمت" اين مجله که "پانزده روز يکبار " انتشار می يافته در تبريز "15 قران " و در خارج از تبريز "به علاوه اجرت پست" بوده است . بايد دانست که دفتر گنجينه فنون که همان کتابخانه تربيت بود واقع جنب مدرسه طالبيه تبريز ، فقط مرکز توليد و توزيع اين نشريه نبود . کتابخانه تربيت نه فقط محل ملاقات تقی زاده و همفکرانش که مرکز توزيع کتب و نشريات ديگر نيز بود. کما اين که در گنجينه فنون نيز اعلان داده شد " اشخاصی که در دارالسلطنه تبريز يا در ساير ولايات آذربايجان طالب روزنامه جات و جرايد و مجلات فارسی و عربی و ترکی و فرانسوی و غيره باشند اداره گنجينه فنون متقبل ارسال و رسانيدن آن می شود ".

از جمله کتاب هايی که در اين نشريه معرفی شدند ، عبارت بودند از کتاب ئورة الهند که نوشته شد " . . . کتابی مرغوب است و از فارسی به طرز دلچسب شيرينی به عربی ترجمه شده و در قاهره مصر با کمال نفاست به طبع رسيده ، در تبريز در کتابخانه تربيت به فروش می رسد " و همچنين زاد و بوم در جغرافی حاليه و قديم ايران که آن نيز کتابی بود و "سودمند و بسيار مفيد " که در " دارالسلطنه تبريز چاپ شده است در کتابخانه مزبور فروخته می شود ." و همچنين کتاب " تربيت نسوان که اسمش بر مسمی دلالت دارد و در مطبعه سربی در تبريز طبع شده . . . " که آن نيز " . . . در کتابخانه موجود است . خريداران به آنجا رجوع فرمايند " .

در اصل چنين به نظر می آيد که مجله گنجينه فنون بيش از آن که مجله ای باشد متعارف ، وسيله ای قلمداد می شد برای نشر کتاب به صورتی "جزو به جزو " _ به نحوی که در اروپای آن زمان رواج داشت و از سال های دهه 1310 نيز تا حدود ده سال بعد ، به صورتی گسترده تر در ايران رواج يافت ؛ گنجينه فنون در معرفی اين ترتيب جديد چنين نوشت :"چون بسياری از کتب مفيده علميه که در ياير السنه متمدنه منتشر گرديده در لغت فارسی غير موجود و دست پارسی زبانان از تحصيل فوائد آن مؤلفات سودمند کوتاه بود لهذا اداره کتابخانه تربيت با خود قرار گذاشت که از اين تاريخ به رفع اين نقصان پرداخته و بعضی از کتب نافعه را به موقع انتشار گذارد و به اين وسيله به عالم علم نيز خدمتی شايان کرده باشد ولی نظر به کثزت مخارج اين اقدام و محض سهولت استحصال آن برای طالبين صلاح چنان ديد که کتب مزبوره را جزو به جزو مندرجا" چنانکه در ساير ممالک معمول و متداولست طبع و نشر کرده و وجه اشتراک جزئی به طوری که برای مصارف ضروريه کافی باشد بر آن بگذارد و اين اشتراک را به شروط مفصله ذيل مشروط سازد :

1) از بدو انتشار اين کتب تا مدت شش ماه قيمت ساليانه اجزا به قسمتی که در بالای ورقه تصريح شده پانزده قران و بعد از انقضای مدت مزبور سه تومان خواهد شد . هر کس طالب باشد بعد از ملاحظه جزو اول بايد وجه اشتراک ساليانه و يا شش ماهه و يا سه ماهه را ادا نمايد .

2) قيمت اشتراک شش ماهه هشت قران و چهار دينار است .

3) مشترکين محترم پس از ملاحظه جزو اول در وصول جزو دوم بايد وجه اشتراک را به موجب قبض اداره کتابخانه کارسازی فرمايند يا جزو اول را که گرفته اند رد کنند تا اجزا ناقص نشوند و از ترتيب نيفتد .

4) هر کس قوه اشتراک ساليانه و شش ماهه و سه ماهه ندارد و می تواند جزو به جزو و در هر پانزده روزی از کتابخانه از قرار جزوی هشتصد دينار را ابتياع کند ".

گنجينه فنون يک سال دوام آورد و در مجموع بيست و چهار شماره آن منتشر شد . اگر چه تقی زاده بعدها در خاطراتش از اين تجربه خود اظهار رضايت کرد ، نوشت " . . انتشار مجله نسبت به آن زمان خوب و وسيع بود و دخل و خرج هم می کرد ، اگر فايده زيادی نمی داد . . . " 2 ولی در نامه ای که چند صباحی  بعد از تعطيل آن به حاج زين العابدين تقی اف ، سرمايه دار معروف باکو و يکی از حاميان مهم جرايد نوپای ايران و قفقاز نوشت ، از مشکلاتی ياد کرد که به رغم گذشت هفتاد سال هنوز هم از مشکلات مبتلا به مطبوعات کشور است . تقی زاده می نويسد : " در اين اواخر بر تأليف و نشر [مجله] گنجينه فنون _ که خدمت عالی هم ارسال می شد _ اقدام کردم . بعد از ابتدا به عمل معلوم شد که چون [مجله] علمی است و از مدح و قدح مردم و اخبار و سياست سخن نمی راند ، رواج مطلوب نخواهد يافت . روزنامه سياسی هم که در داخله ايران چنانچه معلوم عللی است به طور دلخواه نمی شود. چون وجوه اشتراک از مردم پيشمی دريافت شده بود ، طبع و نشر آن را اقلا" تا آخر سال که حقوق مردم رد بشود فريضه ذمه خود شمرده با وجود صعوبت فوق التصور وسايل طبع در تبريز با زحمات فوق الطاقه و ثبات و تحمل خارق العاده و رنجهای بسيار و خون دل و اشغال يک سال شب و روز به امور مطبعه و غيره ، سال اول را به پايان رسانيده و تا نمره آخری نشر کردم و با وجود اقبال بعضی معارف پرستان در تبريز ، طهران ، شيراز ،بوشهر،اسلامبول و غيره چيزی از آن عايد اداره نگرديد ، مگر خسارت وقتی و مبلغی خسارت مالی . . . "3 

 

يادداشت ها

1 – سيد فريد قاسمی ، " مجله نگاری در ايران از آغاز تا صدور فرمان مشروطيت " ،کتابداری ، نشريه کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران ، دفتر بيستم ، اسفند 1372

2 – سيد حسن تقی زاده ، زندگی طوفانی ، به کوشش ايرج افشار ، تهران 1372

3 – آينده ، آبان 1370

 

 

برگرفته از مجله گفتگو   شماره  18

سال  1376

 

  

برگشت به ليست